الشيخ عباس القمي

159

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

و شيخ در ردّ او رسالهء لطيفه‌اى نوشته است . روز بيست و سوم در اين روز ، سنهء 203 ، به قولى شهادت حضرت امام رضا عليه السلام واقع شده « 1 » و زيارت آن حضرت از نزديك و دور سنت است . بدان كه از روزى كه مأمون حضرت رضا عليه السلام را وليعهد خود كرد كه روز ششم شهر رمضان باشد - چنانچه گذشت - اوّل ابتلا و گرفتارى آن حضرت شد ، چه آنكه مبتلا شد به معاشرت مأمون منافق كه به حسب ظاهر در تعظيم و احترام حضرت رضا عليه السلام مىكوشيد اما در باطن پيوسته كاسه‌هاى زهر به كام مباركش مىرسانيد و در آخر كار چندان آن جناب به تنگ آمده بود كه از خدا مرگ خود را مىخواست چنانچه ياسرِ خادم روايت كرده كه : هر روز جمعه كه آن حضرت از مسجد جامع مراجعت مىكرد به همان حالى كه عرق دار و غبار آلوده بود دست‌ها را به درگاه الهى برمىداشت و عرضه مىكرد : بارالها ! اگر فرج و گشايش كار من در مرگ من است ، پس همين ساعت مرگ مرا برسان . و پيوسته در غم و حزن بود تا از دنيا رحلت كرد . در كيفيت شهادت آن جناب روايات مختلف است و من اكتفا مىكنم در اين‌جا به آنچه شيخ صدوق « 2 » و مفيد ذكر فرموده‌اند . ابن بابويه روايت كرده كه : چون امام رضا عليه السلام با مأمون به جانب عراق مىآمدند روزى آن جناب را تبى عارض شد و ارادهء فصد كرد و مأمون از پيش ، يكى از غلامان خود را - كه به روايت شيخ مفيد ، عبدالله بن بشير نام داشت - / « 3 » امر كرده بود كه ناخن‌هاى خود را بلند كند و

--> ( 1 ) . مسارّ الشيعه ، ص 34 . ( 2 ) . عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج 2 ، ص 267 - 268 ، باب 61 ، ح 1 . ( 3 ) . الإرشاد ، ج 2 ، ص 270 .